جمال رضايى

329

بيرجندنامه ( فارسى )

كنارهء شمال شرقى « رود » منشعب مىگشت اداره مىشد و نايب كنسول هم در همان خانه زندگى مىكرد . علاوه‌بر اين محلّ ، دولت انگليس يك روستاى كوچك در شيب شمالى كوهپايهء باغران - در شش كيلومترى جنوب بيرجند - خريدارى نموده و تمام آن را به‌صورت يك باغ مشجّر در آورده و ساختمان مسكونى مفصّل و مجهّزى در آن احداث كرده بود . اين « كلاتهء » كوچك مقرّ ييلاقى و تابستانى كنسول ( قنسل qonsol ) بود و به آن « كلاتهء قنسل » ( كلاتى قنسل kelatey qonsol ) مىگفتند . در كنسولگرى انگليس در بيرجند از به دو تأسيس يك واحد و شاخهء نظامى « 1 » و يك درمانگاه پزشكى ايجاد كرده بودند . شاخهء نظامى آن توسّط افسران انگليس و درجه‌داران هندى و شاخهء پزشكى توسّط يك طبيب كه معمولا خود نايب كنسول بود اداره مىشد . واحد پزشكى آن در همان محلّ كنسولگرى به صورت يك درمانگاه اداره مىشد و مردم را به رايگان در آن درمان مىكردند و به آنان داروى رايگان مىدادند . از اينرو كنسولگرى ملجأ بيماران بود و به يك بنياد خيريّه شبيه بود . وجود اين درمانگاه تبليغ بزرگى براى دولت انگليس بود و به‌علاوه به كارگزاران كنسولگرى امكان مىداد پيوسته با افرادى از طبقات مختلف مردم در تماس باشند و وظايف سياسى خود را بهتر انجام دهند . واحد و شاخهء نظامى كنسولگرى انگليس پس از پايان جنگ بين المللى اوّل تعطيل شد و به فعاليّت خود پايان داد ولى واحد پزشكى آن تا كنسولگرى داير بود فعّاليّت مىكرد . در زمان مورد پژوهش ما نايب كنسول انگليس در بيرجند يك پزشك پشتونژاد مسلمان و سنّى مذهب بود به‌نام « دكتر فضل حق » كه سال‌هاى متمادى اين سمت را در بيرجند برعهده داشت و چون مسلمان بود و به رايگان طبابت مىكرد سخت مشهور شده بود و با مردم ارتباط زياد داشت و نه تنها با سرشناسان شهر محشور بود بلكه بسيارى از مردم را مىشناخت و با آنان در ارتباط بود . دكتر فضل حق زبان فارسى را خوب مىدانست و با لهجه‌اى خاصّ سخن مىگفت . پس از تعطيل و بسته شدن كنسولگرى انگليس خانه‌اى را كه محلّ آن بود مردم براى سكونت مرحوم حجّة الاسلام حاج آقا سيّد كاظم حائرى كه از روحانيان بنام و مورد توجّه مردم بود خريدارى كردند و « كلاتهء قنسل » را امير معصوم خان خزيمه ( حسام الدّوله ) خريد و آن

--> ( 1 ) . استاد دكتر گنجى در مورد اقامت نظاميان انگليسى و هندى در بيرجند مىنويسند : « 1 - در سال‌هاى جنگ بين المللى اوّل ( 1918 - 1914 م ) انگليسىها به منظور جلوگيرى از نفوذ آلمانها به افغانستان و شمال غرب هندوستان آن روز يك لشكر از افراد هندى به فرماندهى افسران انگليسى به صورت خطّ زنجيرى بين دزداب ( زاهدان فعلى ) و باجگيران مستقرّ ساختند . مركز و ستاد اين لشكر در بيرجند بود و هميشه تعداد زيادى افراد هندى و افسران انگليسى در بيرجند اقامت داشتند و از طريق اين افراد بود كه جوانان بيرجندى با ورزش‌هاى فوتبال ، تنيس و چوگان آشنا شدند . . . » يادداشت شمارهء 1 - صفحهء 47 . ترجمهء كتاب " نامه‌هايى از قهستان " .